Network Friends

سرمه ü
دل نوشته‏ها ü
گناهکار ü
به‏آئین ü
ابریشم ü
Iranian Idiot ü
مهرواژه ü
رویای بهار ü
Long Life Games ü
شهره ü
سپنتا ü
خیال ü
ماسو ü
نگین شیراز ü
نازلی ü
من و سایه‏ام ü
سرزمین تنهایی ü
باران تابستانی ü
وب نوشت ü
یوتا ü
میرزا پیکوفسکی ü
دی‏ناز
Sun joon
Old Fashion
گل پسر
گوربان
زنگوله
وبلاگینا
Contrast
ته خط
مطرود . نت
مطرود
شب‏نویس
نقطه ته خط
جاده
از پشت یک سوم
بی‏سرزمین‏تر از باد
Ameile
فالشیست
نسخه هفدهم
نگاه نو
ای هفت سالگی
بی‏بی باران
Silent land
قرنی از باران
روژ
سولی‏لوگ
فاطی
چند قدم نزدیک‏تر به خدا
استفراغ
یک قلب می‏تپد
تیگلاط
My Inner Tramp
آذین
سنجاقک
ناتور
زهرا
kiosk-waiting
ییلاق ذهن
نقطه پایان
J.O.Z.E.P.H
آقای وبلاگ
مسافر کوچولو
داریوش کبیر
قوز بالای غوز
شمال از شمال غربی
مهستا
فردا می‏آید
پننده
حسن محمدی اصل
کدخدا عکاس‏باشی
امیدانه‏های امید
از خود به خویش
عصیان
نیت دریا
سیمرغ
تولدی دیگر
الیزه
شیمز
سیاه و سپید
P30geek
پرت
ارتفاع صفر
تیک تاک...بوم
SHoUT
نقابی برای خدا
Cofee Mix
آیلار
شراب سیاه
در کوچه‏های بی‏قراری
سورئالیست
دل‏نوشته‏ها
چقدر خوب بود اگه
کاهو سکنجبین
لولیان
نیکولو پاگانینی
Bielinoch
گل‏های کاغذی
جمعه شب‏ها بی‏قرارم
تادانه
دندون یه آدم مرده
بیلی و من
شب بارونی
وحیدو
هیاهوی دلتنگی
از خلیج همیشه فارس
چرت و پرت
دیهور
شاپرک‏ها
نیمه‏ی پنهان
Hades's Fairy Tales
خودکشی
مریم بانو
مداد سیاه
گل‏شب‏بو
مگه مهمه
سولفا
کاملا آزاد
انحنای فکر من
هیس
آستانه
معجزه‏ی رنگین کمان
یاداشت‏های یک پزشک
آسمان کوچک
لنگه کفش پاره
مازی
تنهای آبی
کایا فرنود
طعم گس خرمالو
نوار چسب
آغاز راه
میلاد احرامپوش
آرش کمانگیر
چلچله شمالی
Original.30n
گل‏های کاغذی
معلمی از بهشت
مکتوب
اوقات من

May 10, 2008 | شنبه 21 اردیبهشت 1387
Õایرانی‏ها را در اروپا راحت بشناسید
در اروپا:
اگر وارد خانه‏ای شدید و درب یخچال رو که باز کردید، دیدید یخچال تا بالا پر از مشروبه!
اگر وارد خانه‏ای شدید و دیدید تمام کمدها، کف خانه . حتی داخل حمام و دستشویی با قوطی آبجو و شیشه‏های خالی انواع مشروب تزئین شده!


اگر دختری رو دیدید که در اوج سرمای منفی 30 درجه زمستان با تاپ بندی و دامن کوتاه قدم می‏زنه یا در گرمای تابستان چکمه‏ی ساق بلند پوشیده!
اگر داخل دیسکویی شدید و دیدید پسری بین صد تا دختر به رقاصه‏ی دیسکو گیر داده!


اگر دیدید آدمی یک شیشه‏ی آب معدنی پیچیده توی پلاستیک سیاه و هر چند ثانیه یه جرعه می‏نوشه و تلو تلو می‏خوره!
یا چند نفر مست رو دیدید که وسط خیابون عربده کشان جواد یساری می‏خونند!
اگر ماشینی رو دیدید که سیستم صوتی توپی بسته، ماشین رو کپ کرده و در خیابان برای هر دختری بوق می‏زنه!


اگر دیدید طرف مقابلتون لهجه‏ی مزخرفی به حرف زدنش میده و تمام کلمات رو احمقانه می‏کشه!
یا وقتی که میره مکدونالد 5 تا ساندویچ با هم سفارش میده!
یا اگه دیدید طرف توی هتل، کنار دریا یا توی سالن ورزش همه چیز ( حوله، شامپو، صابون، قاشق و چنگال... ) رو بلند می‏کنه!
اگر در هواپیما مسافر کناری هر دقیقه مشروب درخواست کنه!


اگر دیدید توی خیابون یه دختر و پسر همدیگه رو می‏بوسن و یک نفر دیگه زل زده به اون‏ها!
اگر دیدید یه نفر بعد سال‏ها زندگی در خارج هنوز نمی‏تونه زبان اون کشور رو صحبت کنه!
اگر دیدید پسری به زور می‏خواد دختری رو مجبور به رقصیدن با خودش کنه!
اگر دیدید پسری رو که به دختری که همراه دوست پسرش یا حتی شوهرش هست چشمک می‏زنه و متلک میگه!


اگر دیدید پسر و دختری که ساعت‏ها روی صندلی جلوی سکس شاپ‏ها می‏نشینند و به هرکسی که وارد یا خارج میشه با حسرت نگاه می‏کنه!
اگر دیدی که پسری خیلی خوش‏تیپ و خوش قیافه مجله‏های پورن می‏خره و توی روزنامه دنبال فاحشه‏ی تلفنی می‏گرده.
اگر دیدید کسی آبجو و ودکا رو با هم قاطی می‏کنه یا قرص اکس رو چند تا چند تا با هم می‏خوره!
اگر دیدید طرف خودش رو ایتالیایی، آرژانتینی یا حتی یونانی معرفی می‏کنه امّا لهجه‏اش داد می‏زنه که نیست!


اگر دیدید که یه نفر هنوز نرسیده در فرودگاه رفته تاتو کنه!
اگر دختر و پسری را دیدید که گوش، ابرو و زبونش رو با هم پیرسینگ گذاشته!
‎اگر آدمی رو دیدید که شراب قرمز و سفید رو میکس کرده!


و هزاران اگر دیگه!
شک نکنید که طرف از هم‏وطنان با فرهنگ و متمدن ایرانیه، پس عاقلانه‏ترین کار اینه که خودتون رو بزنید به منگلی و اصلا به روی خودتون و اون طرف و هیچ‏کس دیگه نیارید که شما هم ایرانی هستید.
پ.ن: یادتون باشه که شرایط در آمریکا کمی متفاوت‏تره، پس بعضی از حالات بالا در آمریکا صدق نمی‏کنه.
* و البته همه‏ی ایرانی‏ها این شکلی نیستند هرچند که متاسفانه اکثرا...
   
 


برای آنکس که ایمان دارد
ناممکن وجود ندارد


من خود ایمان دارم که عشق یاری‏ام
خواهد کرد تا تو را دوست بدارم
پس با تو بودن برایم ناممکن نیست



برایت دلتنگی‏های عصر جمعه‏ام
را می‏فرستم، مثل کلاغ‏های دم
غروب هیچ‏جا نیستم، فقط
گاهی یکی از پرهایم می‏افتد


این دریا
گریه‏ی ماهیانی است که
در گریه‏هایشان شناورند
روزی اگر گریه‏هایشان را
فراموش کنند...


هر عشق یک ترانه‏ی بیداری
است در خاموشی حضورم
حرف مرا بفهم یا
برای عشق زبانی تازه پیدا کن


همیشه نگاهی را باور کن
که وقتی از ان دور شدی
در انتظارت بماند


قشنگ‏ترین لحظه‏هایم را با
سخت‏ترین دقایق‏ات عوض می‏کنم


سرمشق‏های آب بابا یادمان رفت
رسم نوشتن با قلم‏ها یادمان رفت
شعر خدای مهربان را حفظ کردیم
امّا خدای مهربان را یادمان رفت


آدمیزاد هرچه انسان‏تر می‏شود
چشم به راه تر می‏شود
این حقیقت زیبایی است
که همواره می‏درخشد


می‏توانم کنار تو باشم
و باز بی آواز از کنار
این همه همهمه بگذرم


فکر می‏کردم تو را دیدم
یک تولد، یک شروع
در غروب آشنایی


دلم لب می‏خواهد
لب‏هایت را به من بده
می‏خواهم آنها را بشکافم
و درونشان کلماتی بریزم
که محتاج شنیدنشان هستم
از لب‏های تو


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share