Network Friends

April 2, 2008 | چهارشنبه 14 فروردین 1387
Õحسرت
دخترک همه‏ی عمر دلش را به روی همه بست، آخر می‏ترسید روزی تنهایش بگذارند و بروند.
یک روز رسید که دخترک حسرت خورد، شاید کسی عاشق می‏شد و می‏ماند.
آن یک روز یک عمر بر دخترک گذشت.
   
 


همه از چیزی وحشت دارند
به چیزی عشق میورزند و
چیزی را از دست داده‏اند


تغییر کن تا تاثیر کنی


شاید هنوز امید به عبور رهگذری
غریب از کوچه‏های متروک باشد


وای به حال انسانی که هنگام
مرگ بداند که هیچ نمی داند


قرار دیدار ما وقت
دلتنگی نرسیده به گریه
بود، تو به دلتنگی نرسیدی
و من از گریه گذشتم


درودهایم تقدیم کسی باد
که کاستی‏هایم را می‏بیند
و باز هم دوستم دارد


 
   
   
   
 

                               

Send IM

matroud@gmail.com

MovableType 3.2

Add to Google Reader or Homepage

Bookmark and Share