Network Friends

خیال ü
نیمه‏ی پنهان ü
J.O.Z.E.P.H ü
نقطه پایان ü
بی‏بی باران ü
کدخدا عکاس‏باشی
Silent land
ماسو
دل‏نامه
مطرود
سورئالیست
نازلی
شمال از شمال غربی
ییلاق ذهن
باران تابستانی
رویای بهار
میرزا پیکوفسکی
الیزه
Old Fashion
فالشیست
شب بارونی
بی‏سرزمین‏تر از باد
ناتور
عصیان
قوز بالای غوز
تولدی دیگر
آقای وبلاگ
Cofee Mix
فردا می‏آید
پننده
انحنای فکر من
چند قدم نزدیک‏تر به خدا
Contrast
تادانه
شراب سیاه
از پشت یک سوم
دیهور
فاطی
من و سایه‏ام
Sun joon
kiosk-waiting
نقابی برای خدا
یوتا
داریوش کبیر
شاپرک‏ها
روژ
نیت دریا
از خود به خویش
My Inner Tramp
کاملا آزاد
مهستا
لولیان
سولی‏لوگ
شهره
Long Life Games
نگاه نو
مهرواژ
SHoUT
Ameile
قرنی از باران
مسافر کوچولو
سیاه و سپید
ای هفت سالگی
وحیدو
Bielinoch
سولفا
مداد سیاه
ته خط
بیلی و من
تیگلاط
گل‏های کاغذی
چقدر خوب بود اگه
استفراغ
هیس
چرت و پرت
شب‏نویس
دندون یه آدم مرده
آستانه
خودکشی
معجزه‏ی رنگین کمان
یاداشت‏های یک پزشک
گل‏شب‏بو
آیلار
آسمان کوچک
نقطه ته خط
مگه مهمه
لنگه کفش پاره
مازی
تنهای آبی
کایا فرنود
جمعه شب‏ها بی‏قرارم
طعم گس خرمالو
نوار چسب
آغاز راه
Original.30n
گل پسر
نگین شیراز
به‏آئین

February 14, 2008 | پنجشنبه 25 بهمن 1386
ÕWall in Time
نیمه‏شب والنتاین را باید تنها در وسط خیابان راه رفت و به تمام کسانی که حدس می‏زنی هیچ‏کس آن شب قصه‏ی عشقی برایشان نمی‏خواند، تبریک گفت.
   
 


برای شنا کردن در جهت مخالف
رودخانه قدرت و جرات لازم است
و گرنه هر ماهی مرده‏ای می‏تواند
در جهت جریان آب حرکت کند


من از طعم تصنیف در متن
ادراک یک کوچه تنهاترم، بیا
تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی
من بزرگ است و تنهایی من
شبیخون حجم ترا پیش‏بینی نمی‏کرد


دلتنگی من از جنس غروب نیست
از جنس گرگ و میش چشمان توست


دگر از دست هیچ‏کس
کاری ساخته نیست
حال هرچه می‏خواهد
سوت بزند...
قطاری که از خط
خارج شده باشد
تکلیفش روشن است


کجایی که اگر تمام نردبان‏های
دنیا را روی هم بگذاری دستت
به سقف دلتنگی من نمی‏رسد


ستاره‏ها نهفتند در آسمان ابری
دلم گرفته ای دوست
هوای گریه با من


اگر کسی می‏گوید که برای تو
می‏‏میرد دروغ می‏گوید حقیقت را
کسی می‏گوید که برای تو
زندگی می‏کند


نمی‏گویم فراموشش مکن
گاهی به یاد آور اسیری را
که می‏دانی نخواهی
رفت از یادش



دوست داشتن
دل می‏خواهد نه دلیل


همیشه نگاهی را باور کن
که اگر از تو دور شد
در انتظارت بماند


بر خاک بخواب نازنین
تختی نیست، آواره شدن
حکایت سختی نیست


عشق را از ماهی بیاموز
که چه بی‏پایان آب را پر از
بوسه‏های بی‏پاسخ می‏کند